تبليغاتX
آسمان سبز

 جومونگ، بي‌آنكه خود بداند يا بخواهد، در وقت سلطه و حاكميّت امپراتوري حيله‌گر و خون‌خوار، در كاخ وي و در كنار خانواده‌اش دوران كودكي و جواني خود را سپري مي‌سازد، درست مانند موسي(ع)، در كاخ فرعون، گويي كه جومونگ فرزند امپراتور است يا موسايي در كاخ فرعون.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در پنجشنبه 1388/02/17 و ساعت 13:26 |

 در اين ناحيه واقعه‏اي رخ خواهد داد كه مانند آن از زماني كه خداوند تبارك و تعالي، آسمان‌ها و زمين را آفريده اتّفاق نيفتاده و تا زماني هم كه آسمان‏ها و زمين برپا هستند مانند آن اتفاق نخواهد افتاد. سفره‏اي است كه درندگان زمين و پرندگان آسمان از آن سير مي‏شوند».


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در پنجشنبه 1388/02/10 و ساعت 19:27 |



 آغازگر و پایه‌گذار پدیده‌ی کابالا را باید "اسحاق کور" دانست که در قرن سیزدهم میلادی در بندر ناربون (Narbonne) در جنوب فرانسه می‌زیست. او برخی از نظرات عرفانی را بیان می‌داشت. مفهوم "عین صوف" ساخته‌ی اوست. این مفهوم را که به معنای "لایتناهی" است، اسحاق به معنی خداوند به کار برد. این مطابق همان "معمار بزرگ کائنات" است که امروزه توسط فراماسونری به جای مفهوم خداوند به کار می‌رود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در چهارشنبه 1387/09/27 و ساعت 17:2 |




 اما حقيقت اين بود كه آن تابوت‌ها چيزي جز اسلحه و فشنگ نبود. اندكي پس از نماز صبح، جهيمان و دامادش در برابر نمازگزاران حاضر در مسجدالحرام برخاستند و خبر ظهور مهدي موعود [دروغين] و گريختن او از دست دشمنان خداوند و پناه بردن او به مسجدالحرام را دادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در یکشنبه 1387/06/24 و ساعت 22:26 |
 

 صلاح الدين نبوع نظامي عجيبي داشت كه مي‌بينيم صليبيان در يك محلّ پر آب و مستحكم و خوش آب و هوايي به نام «صافوريه» موضع گرفته بودند، ولي او با لطايف‌الحيلي آنها را تحريك مي‌كند كه از مواضعشان حركت كنند و به يك صحراي باز بي آب و علف، بيايند. آنجا اينها را مي‌زند و حتي علف‌هاي خشك را آتش مي‌زنند و چون مي‌ديدند باد به سمت آنها مي‌رود، دود را هم اضافه مي‌كند، آب هم كه نداشتند، بنابراين از يك فكر عالي نظامي برخوردار بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در یکشنبه 1387/06/24 و ساعت 22:22 |
نخست وزير فرانسه به رهبري اين كشور در جنگ ‌صليبي جديد غرب عليه جهان اسلام اعتراف كرد.

به گزارش فارس فرانسوآ فيون در گفت‌وگو با شبكه ماهواره‌اي "اروپا" با حمله شديد عليه كشورهاي اسلامي گفت: ارتش فرانسه جنگ صليبي جديدي را عليه جهان اسلام فرماندهي مي‌كند.

وي افزود: در چارچوب اين جنگ فرانسه تجهيزات نظامي زيادي را به افغانستان ارسال كرده ‌است‌.

فيون تصريح كرد: اين جنگ طولاني خواهد بود زيرا علل و عوامل آن زياد و از عمق گسترده‌اي برخوردار است.

روزنامه تونسي الشروق هم در اين زمينه نوشت: نخست وزير فرانسه زماني مناسبي را براي ايراد چنين سخنان تنش آفريني انتخاب كرده ‌است چرا كه در جريان درگيري 18 اوت نظاميان فرانسوي با نيروهاي طالبان در شرق كابل 10 نظامي فرانسوي كشته و 21 تن ديگر مجروح شده‌اند. به علاوه اين سخنان همزمان با فرارسيدن ماه مبارك رمضان ايراد شده است.

به نوشته اين روزنامه طالبان تهديد كرده ‌است در صورتي كه فرانسه نظاميان خود را از افغانستان خارج نكند آنان را به قتل خواهد رساند. در همين حال يك نماينده پارلمان افغانستان نيروهاي ناتو متهم كرد كه درچند هفته اخير 500 غير نظامي افغانستان را كشته‌اند.

در حال حاضر 3 هزار نظامي فرانسوي در چارچوب نيروهاي بين‌المللي كمك به امنيت افغانستان (ايساف) در خاك اين كشور به ويژه در كابل و ولايت "كاپيسا" واقع در شمال شرقي پايتخت مستقرند.





 

+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در دوشنبه 1387/06/18 و ساعت 14:27 |
 

 هر كس چهل روز اين دعا را بخواند از ياوران حضرت قائم(ع) خواهد بود و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداي تعالي او را زنده خواهد كرد، تا در ركاب آن جناب جهاد نمايد؛ و به شماره هر كلمه از آن هزار حسنه برايش نوشته مي‏شود، و هزار كار بد از او محو مي‏گردد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در دوشنبه 1387/06/18 و ساعت 14:17 |
   در لوح‌ نقره‌ای‌ كه‌ با حاشیه‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیله‌ سربازان ‌انگلیسی‌ در چند كیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ كه‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودند ـ در دهكده‌ كوچكی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» كشف‌ گردید كه‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه‌(1920) معلوم‌ شد كه‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در جمعه 1387/06/15 و ساعت 23:2 |
 
 گفتني است طبق اطلاعات موجود زماني كه اين افراد «غيب» مي‌شوند، جلساتي را با برخي مقامات بلندپايه امنيتي آمريكا و رژيم صهيونيستي برگزار مي‌نمايند و خواسته‌هايشان را مبني بر حمايت‌هاي مالي، حقوقي و ... بيان و از حمايت ايشان برخوردار مي‌شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در پنجشنبه 1387/06/14 و ساعت 22:5 |
 
 كابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است كه به نوع خاصي از رياضت هاي شيطاني يهوديت دلالت دارد.برابر نظريات كارشناسان ملل و نحل اين فرقه تحت تاثير عرفان و تصوف اسلامي در اثر هم‌نشيني مسلمانان آندلس با برخي از يهوديان تشكيل شده است.كابالا بخش رمز‌آلود و بسيار سري دين يهودي طي 500 سال اخير محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط كاباليست‌ها دنبال مي‌شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در پنجشنبه 1387/06/14 و ساعت 22:2 |
 
 يكي از مواردي كه اغلب، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطان‌گرايي از آن بهره‌برداري مي‌نمايند، ديدگاه اديان نسبت به مساله «شيطان» و معرفت خاصي ديني نسبت به اين شر مطلق است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در پنجشنبه 1387/06/14 و ساعت 21:57 |
 
 سال 1960 را مي‌توان به صورت جدي آغاز دور جديد حيات و فعاليت شيطان‌پرستان در آمريكا دانست (1) ، ‌صرف‌نظر از انواع شيطان‌پرستي كه طي ساليان متمادي باستاني همچون يونان ، عراق ، ‌ايران و ... وجود داشته است . هدف اين پژوهش بررسي و مطالعه جريان خاص شيطان‌پرستي مسيحي است كه در سال 1960 ميلادي رسماً در كشور آمريكا فعاليت خود را به عنوان يك فرقه و مكتب آغاز كرده‌است.
 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در پنجشنبه 1387/06/14 و ساعت 21:3 |

 اين دعا را در تمام شب‌هاي ماه رمضان بخوان كه در اين ماه، فرشتگان دعا را مي‌شنوند و براي صاحبش استغفار مي‌كنند. در اين دعاي شريف، پس از حمد و ثناي خدا، صلوات بر امامان(ع) و امام عصر(ع) آمده است:
... و ما را به واسطة او، بر دشمنانت و دشمنان ما پيروز گردان، اي پروردگار راستين، آمين!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در سه شنبه 1387/06/12 و ساعت 22:12 |

آیت‌الله‌   مکارم شیرازی

اصناف مواظب سودجویان باشند

آيت الله مکارم و اصناف

آیت‌الله مکارم شیرازی گفتند: در بسیاری از کشورهای اسلامی با حلول ماه مبارک رمضان اقدام به تخفیف اجناس به مردم می‌کنند و در کشور ما نیز باید فروشگاهها، موسسات اقتصادی، کسبه و اصناف با تخفیف اجناس به مردم، نفوذ فرهنگ دینی اسلامی را در جامعه نشان دهند.

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در سه شنبه 1387/06/12 و ساعت 22:7 |


 

 سؤال اساسي اين است كه اين همه اخبار براي چيست؟ ترسيم دوران پيش از ظهور از جنبه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ... موقعيت جبهة حق و باطل در هنگام ظهور و مختصات پس از ظهور با اين بسط و گسترش به چه منظور است؟ اگر فقط براي «دادن اميد» يا «باوراندن قطعيت آن» و مانند اينها بود با جملاتي كوتاه اما مكرر مثل «يملأ الأرض قسطاً و عدلاً» «كما ملئت ظلما و جورا» نيز به دست آمده  و ...

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در چهارشنبه 1387/06/06 و ساعت 23:43 |
 

 همه ما مي‌دانيم كه خداوند، تبارك و تعالى، همه چيز را مي‌داند و به همه امور واقف است. سؤال اين است كه: آيا امام زمان (عج) نسبت به دقت دقيق ظهور خود آگاهى دارند يا خير؟ ثانياً تعيين زمان دقيق ظهور چه حكمى دارد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در چهارشنبه 1387/06/06 و ساعت 21:4 |
                                                   



  
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در چهارشنبه 1387/06/06 و ساعت 20:45 |
 

 امام باقر(ع) فرمود: چون حضرت قائم در مكه قيام كند و خواهد كه قصد كوفه نمايد منادي فرياد كند كه كسي خوردني و آشاميدني همراه خود برندارد. سنگ حضرت موسي(ع) كه به وزن يك بار شتر است با آن حضرت است در هر منزلي كه فرودآيند چشمه آبي از آن سنگ بجوشد كه گرسنه را سير و تشنه را سيراب كند و همان سنگ توشة آنهاست تا هنگامي‌كه در نجف به پشت كوفه فرود آيند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در سه شنبه 1387/06/05 و ساعت 9:9 |

 سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود !

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در سه شنبه 1387/06/05 و ساعت 9:5 |

 در روايات آمده كه اگر كسي شراب بنوشد، در هفت نسل پس از او، حداقل يكي از فرزندانش معلول خواهد شد؛ در پزشكي نوين اين امر ثابت شده كه حتي گاه تا ده نسل بعد هم امكان جهش سلولي و بروز چنين مشكلاتي هست. اين به معناي آن است كه ما براي نسل‌ها هم مي‌توانيم برنامه‌ريزي كنيم و بايد به اين وظيفه و تكليف خود باور بياوريم.




ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در جمعه 1387/06/01 و ساعت 22:26 |
مرحوم آيت‌الله سيّد محمّد باقر مجتهد سيستاني ـ پدر بزرگوار مرجع عالي قدر شيعه حضرت آيت‌الله العظمي حاج سيّد علي سيستاني (حفظه‌الله تعالي) براي آنكه به محضر مقدّس امام زمان(عج) شرفياب شود، ختم زيارت عاشورا را در چهل جمعه، هر هفته در مسجدي از مساجد شهر آغاز مي‌كند.

ايشان در اين ارتباط فرموده‌اند: در يكي از جمعه‌هاي آخر، ناگهان شعاع نوري را مشاهده كردم كه از خانة نزديكِ به آن مسجدي كه در آن مشغول به زيارت عاشورا بودم، مي‌تابيد. حال عجيبي به من دست داد، از جاي برخاستم و به دنبال آن نور، به درِ آن خانه رفتم. خانه‌اي كوچك و فقيرانه‌اي بود كه از درون آن نور عجيبي مي‌تابيد. در زدم.  وقتي در را باز كردند، مشاهده كردم كه حضرت ولي‌عصر(ع) در يكي از اتاق‌هاي آن خانه تشريف دارند، ضمناً در آن اتاق جنازه‌اي را ديدم كه پارچة سفيدي روي آن كشيده بودند.

وقتي كه من وارد شدم و اشك ريزان سلام كردم، حضرت به من فرمودند:
چرا اين گونه دنبال من مي‌گردي و اين رنج‌ها را متحمّل مي‌شوي؟ مثل اين باشيد (در حالي كه اشاره به آن جنازه مي‌كردند) تا من خود به دنبال شما بيايم.

بعد فرمودند:
اين بانويي است كه در دوران بي‌حجابي (كشف حجاب رضاخاني) هفت سال از خانه بيرون نيامد تا مبادا نامحرم او را ببيند.1
مرحوم علّامة شهيد سيّد محمّد تقي موسوي اصفهاني(ره) در مكيال المكارم آنجا كه بخشي اندك از حقوق و مراحمِ آن حضرت را نسبت به شيعيان برمي‌شمارد مي‌نويسد: [امام عصر(ع) در تشيع جنازة شيعيان حاضر مي‌شود] و دليلِ بر اين مطلب را حكايت بانوي بزرگوار و پرهيزگاري به نام «شطيطة نيشابوري» مي‌داند كه امام كاظم(ع) بر سر جنازة او در نيشابور حاضر شدند و بر پيكر او نماز گذاردند و در پايان مراسم، به هنگام بازگشت فرمودند:

من و امامان ديگر بايد كه بر جنازه‌هاي شما حاضر شويم، در هر جا كه از دنيا برويد، پس تقواي خدا را در خود حفظ كنيد.
صاحب مكيال المكارم با عنايت به اين سخن امام كاظم(ع) كه با «بايد» تأكيد شده و همچنين حكايتِ بانوي بزرگوار «بي‌بي شطيطه» كه در ادامه خواهد آمد، بر اين باور است كه امام زمان(ع) از سرِ لطف و بزرگواري، حتماً بر جنازة دوستان و شيعيان خالص خود حاضر مي‌شوند و براي آنان طلب رحمت مي‌كنند و بر آنان نماز مي‌گذارند.2

از آن جايي كه حكايت بي‌بي شطيطه با داستان و حكايتي كه در آغاز مقاله از زبان پدر آيت‌الله العظمي سيستاني آمد مشابهت‌هايي دارد. در اينجا مختصرِ اين روايت را از مكيال‌المكارم و رياحين الشريعه مي‌آوريم و در پايان به چند نتيجه و برداشتِ آن اشاره مي‌كنيم. اميد كه براي همة دوستداران امام زمان(عج) آموزنده و خصوصاً براي جامعة زنان اين كشور راهگشا باشد. اين حكايت و روايت را مرحوم علّامة مجلسي در بحارالانوار3 در باب معجزات حضرت موسي بن جعفر(ع) از مناقب ابن شهر آشوب4 و همچنين محدّث بزرگ سيّد هاشم بحراني در مدينة المعاجز و همچنين قطب راوندي در خرائج و نيز شيخ حرّ عاملي در اثبات الهداة5 آورده كه مختصرِ آن چنين است:

شيعيان نيشابور، در زمان امامت امام كاظم(ع) جمع شده و شخصي به نام محمّد بن علي نيشابوري ـ معروف به ابوجعفر خراساني ـ را انتخاب كردند تا به مدينه برود و حقوق شرعي و هداياي شيعيان آن سامان را خدمت امام هفتم(ع) تقديم كند.

آنها سي هزار دينار، پنجاه هزار درهم، مقداري جامه و پارچه را به همراه دفتري مُهر و موم شده كه در آن هفتاد ورق كه در هر يك صورت مسئله‌اي شرعي نوشته شده بود، به او سپردند و به وي گفتند: هر گاه خدمت امام رسيدي، سؤالات و دفتر را به آن حضرت تسليم نما و فردا صبح آنها را بازپس گير. اگر ديديي كه مُهر و مُومِ دفتر شكسته نشده، خودت مُهر آنها‌ را بشكن و ببين كه آيا امام بدون شكستن مُهر و مُوم، پاسخ سؤالات را داده است يا خير؟ اگر پاسخ آنها را بدون شكستِ مُهر و موم دفتر، داده و نوشته است، بدان كه او همان امام است و ايشان شايستة اَخذ اموال مي‌باشند وگرنه اموال را به ما برگردان
.
[شيعيان خراسان با اين آزمون مي‌خواستند امام حقيقي را شناخته و به او يقيين كنند و بدين وسيله فريب مدّعيان دروغين امامت را نخورند] در هنگام حركت نمايندة نيشابوريان ـ محمّد بن علي نيشابوري ـ بانوي بزرگواري به نام شطيطه كه از پارسايان و زاهدان زمان خود بود، به نزد ايشان آمده، مبلغ يك درهم به همراه يك قطعه پارچه به او داد و گفت: «اي اباجعفر! در حالِ من، از حقِّ امام، اين مقدار تعلّق گرفته، اين را خدمت امام برسان». محمّد بن علي نيشابوري به او گفت: «من خجالت مي‌كشم كه اين وَجه ناقابل را خدمت امام دهم». شطيطه گفت: «خداوند از حق خجالت نمي‌كشد» [منظور آنكه حقوق امام را، اگر چه اندك، بايد پرداخت] آنچه بر ذمّة من است، همين است. مي‌خواهم در حالي خدا را ملاقات كنم كه چيزي از حقِّ امام، در گردن من نباشد».

نمايندة نيشابوريان وجه اندك شطيطه را گرفت و به مدينه رفت. در آنجا پس از امتحانِ «عبدالله اَفْطح»6 [پسر امام صادق و مدّعي امامت پس از وي] دانست كه او شايستگي مقام امامت را ندارد، لذا نوميدانه از خانة او بيرون آمد، در اين هنگام كودكي او را به خانة امام كاظم(ع) هدايت كرد. تا چشم حضرت بر او افتاد فرمود: « اي اباجعفر! چرا نااميد هستي... به من روي كن كه حجّت و ولّيِ خدا هستم. من سؤالات شما را ديروز جواب دادم، آنها را نزد من بياور.
همچنين درهمِ شطيطه را ـ كه وزنش يك درهم و دو دانق مي‌باشد ـ بياور.

علي بن محمّد نيشابوري مي‌گويد: از سخنان و نشانه‌هايِ درستِ امام حيران شدم و فرمانِ او را انجام دادم. امام(ع) يك درهم و پارچة شطيطه را برگرفت و مابقي اموال را برگرداند و روي به من كرده، فرمود: «انّ الله لا يستحي من الحق» اي اباجعفر! سلام مرا به شطيطه برسان و اين كيسة پول را ـ كه چهل درهم در آن است ـ و همچنين اين قطعة پارچه را ـ كه قطعه‌اي از كفن من است ـ به او بده و بگو: «آن را كفن خود قرار دهد كه پنبة اين پارچه از مزرعة خود ماست و خواهرم آن را رشته است».ضمناً به شطيطه بگو: از هنگام وصول پول و پارچة  كفن، نوزده روز بيشتر زنده نيستي، شانزده درهم از چهل درهم اهدايي را براي خود خرج كن و بيست و چهار درهم آن را جهت صدقه و تجهيز و تكفين خود نگاه دار و به او بگو «من بر جنازة او نماز خواهم گذارد». سپس امام كاظم(ع) فرمود: «اين اموال را به صاحبانشان برگردان و مُهر سؤالات را بگشاي و ببين آيا جواب سؤالات را پيش از ديدن آنها داده‌ايم يا خير»؟!

محمد بن علي نيشابوري مي‌گويد: «به مُهرها نگاه كردم، آنها را دست نخورده ديدم و بعد از شكستِ مُهر و موم، ديدم پاسخ سؤالات داده شده است».

هنگامي كه نمايندة نيشابوريان به خراسان بازگشت با تعجب ديد كساني كه امام، اموالشان را نپذيرفته به مذهب «فَطحيّه» وارد شده‌اند امّا شطيطه همچنان بر مذهب حقّ خود باقي مانده است. سلام حضرت را به او رسانيد و كيسة پول و پارچة كفن را به وي تقديم كرد و همان طور كه امام فرموده بودند، پس از نوزده روز از دنيا رفت.

چون شطيطه درگذشت، امام در حالي كه سوار بر شتر بود به نيشابور وارد شد و بر پيكر او نماز گذارد و به هنگامِ بازگشت، اين بشارت شيرين و مژدة دلنشين را به همة شيعيان در همة عصرها و نسل‌ها داد كه:

من و امامانِ نظيرِ من بايد و ناگزير بر جنازه‌هاي شما حاضر شويم، در هر جا كه از دنيا برويد، پس تقواي خدا را در خود حفظ كنيد.7

لازم به يادآوري است كه امروزه قبر اين بانوي سعادتمند در شهر نيشابور همچنان زيارتگاه ارادتمندان به خاندان پيامبر(ص) و شيعيان آنها است و به نام «بي‌بي شطيطه» معروف مي‌باشد.


نكته‌ها
از كنار هم نهادن اين دو حكايت و روايت نتايجي به دست مي‌آيد، كه به چند مورد آنها اشاره مي‌كنيم.
1. موارد متعدّدي در تشرّفات به محضر امام عصر(ع) وجود دارد كه آن بزرگوار و حجّت خدا، مشتاقان و ارادتمندان خود را از پرداختن به بعضي از راه‌ها و رياضت‌ها پرهيز داده و فرموده‌اند: مثل فلاني باشيد تا من خود به سراغ شما بيايم [مثلاً فلان پيرمرد قفل‌ساز يا ...] در اين راستا اين سخن از مرحوم علّامة طباطبايي(ره) معروف است كه ايشان در پاسخ كسي كه از ايشان پرسيده بود. «راه رسيدن به
امام زمان(ع) چيست؟ فرموده بودند: امام، خود فرموده: «شما خوب باشيد، ما خودمان شما را پيدا مي‌كنيم.»8

«بزرگان بر اين مطلب اتفاق دارند كه اگر شرايط تشرف حاصل شود، خود حضرت عنايت كرده و فرد لايق را به محضر خود مي‌پذيرند. ايشان فيّاض بالعَرَض هستند اگر شرايط در كسي فراهم شود،  ايشان بُخل نمي‌ورزند و فرد لايق را به حضور مي‌پذيرند».9

2. امام عصر(ع) بنابر روايت و حكايت فوق و برداشتي كه بزرگان از آن دارند از سرِ بزرگواري و عنايت به شيعيان خود در تشييع جنازة آنان حاضر شده، چه بسا كه بر آنان نماز بخوانند.

3. راهِ كسب رضايت خدا و امام زمان(ع)، رعايت حدود و حقوق الهي است.

4. خواهران بزرگوار و بانوان عالي مقدار ما بدانند كه پوشش‌هاي نامناسب و آرايش‌هايِ نامتعارف و اساساً عدمِ رعايتِ مسائل شرعي، دلِ امام حاضر و ناظر را مي‌رنجاند و او را آزرده خاطر مي‌سازد.

5. دختران مسلمانِ ما قدر و قيمتِ حجاب و عفاف خود را  دانسته و بدانند كه مادرانِ عفيف ما سختي‌ها و تلخي‌ها و عُسرت‌ها و غُربت‌هاي فراواني را تحمل كرده‌اند. مانند بانوي داستان اوّل كه به شهادت امام عصر(ع)، هفت سال خود را در خانه حبس كرد تا كسي را ياراي دست‌اندازي به حُِرمت و حريم او نباشد. مبادا امروز آن را به قيمت رنجاندن دل امام زمان(ع) از كف فرو نهيم.

6. بياييم كاري كنيم كه اگر در زمان حياتِ خود چشمان گنهكار ما توفيق ديدار آن عزيز را نيافت، لااقل به هنگام مرگ و تشييع جنازه و نماز، از سر لطف و بزرگواري، قدمي رنجه نمايد و در آن لحظه شرمنده و سرافكنده‌شان نباشيم.

7. در حكايت شطيطة نيشابوري، امام كاظم(ع) يك درهم او را بر سي هزار دينار و پنجاه هزار درهم افرادِ بي بهره از ولايت ترجيح دادند و تنها وجه اندكِ او را پذيرفتند و اين مطلب يعني در آموزه‌هاي آسماني اصل بر كيفيت عمل است نه كميّت.

8. بي‌بي شطيطه كه به اين مقام مي‌رسد تا كه امام معصوم(ع) قطعه‌اي از پارچة كفن خود را به او مي‌بخشد و از مدينه به نيشابور مي‌آيد و بر او نماز مي‌گذارد، به پرداخت حقوقِ شرعي خود التزام داشته و از اداي آن خجالت نمي‌كشيده و از سرزنشِ سرزنش‌كنندگان پروايي نداشته است.

و نكته‌هاي ناب ديگري در ميان اين دو حكايت از اين دو بانوي بزرگوار مي‌توان يافت كه خوانندگان موعود خود آنها را برداشت خواهند كرد.

سخن را با بياني از حافظ، خطاب به آن امامِ مهربان به پايان مي‌بريم و عرضه مي‌داريم:

قـدم دريـغ مــدار از جنــازة حـافــظ
كه گرچه غرق گناهست مي‌رود به بهشت10

گرچه گناه‌كارم امّا به لطف و عنايت و دستگيري شما اميدواريم.

روز مرگم نفسي وعدة ديدار بده
وانگهم تا به لحد، فارغ و آزاد ببر11

ماهنامه موعود شماره 88

پي‌نوشت‌ها:
1. استادي، رضا، كشكول براي منبر، ص 416، چاپ ارزشمند.
2. موسوي اصفهاني، سيد محمد تقي، مكيال المكارم، ج 1، ص 118، ايران نگين.
3. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 48، ص 73.
4. ابن شهر آشوب، مناقب، ج 4، ص 292.
5. حرّ عاملي، اثبات الهداة، ج 5، صص 575 و 545، دارالمكتب الاسلاميّه.
6 ـ عبدالله اَفْطح، (افطحيّه): از فرقَ شيعه و اماميّه و قائل به انتقال امامت از امام صادق به فرزند آن حضرت «عبدالله ابن جعفر»، ملّقب به «افطح الرأس» يا «افطح الرجلين» معتقد بودند و بعد از آن حضرت، فرزندش عبدالله اَفطح را امام دانستند از آنجايي كه عبدالله را سري پهن و به قول بعضي پاهاي پهن بود او را افطح خواندند. (مشكور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامي، صص 64 ـ 65، آستان قدس رضوي).
7. موسوي اصفهاني، همان، ج 1، ص 118 ـ 120 و همچنين ذبيح‌الله محلاتي، رياحين الشريعه، ج 4، ص 362، دارالمكتب اسلاميه.
8. رخشاد، محمدحسين، در محضر علّامه طباطبايي، ص 188، نشر سماء قلم.
9. ناصري دولت آبادي، محمد، آب حيات، ص 353، دارالهدي.
10. ديوان حافظ.
11. همان.
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در جمعه 1387/06/01 و ساعت 20:47 |
 سينماي صهيونيسم را مي توان به چهار دوره تقسيم كرد دوره اول پس از كنفرانس پازل : در اين دوره صهيونيستها به ساخت فيلمهايي برگرفته از داستانهاي تورات مي پرداختند و به تدريج اين انديشه را القا مي كردند كه فلسطين سرزمين موعود است . بعد از وعده « بالفور » در سال 1917 (1296 ) و اعلام فلسطين به عنوان اسراييل جديد , سينماي صهيونيسم در خلال فيلمهايي مانند « پسر زمين » و « ده فرمان » و فيلم « صابر » يهوديان پراكنده را براي مهاجرت به فلسطين تشويق مي كردند.


صهيونيسم از زمان شكل گيري به عنوان يك جنبش و پس از آن تاسيس رژيم اسراييل با سيطره بر رسانه هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي , افكار جهانيان را به تسخير خود درآورد. يكي از مهمترين ابزارهاي تبليغاتي كه اين جنبش توانست در خدمت خود درآورد , سينما است , زيرا اين مقوله به دليل دارا بودن جذابيت خاص و متنوع بودن موضوعات , مخاطبين بسيار زيادي را در برمي گيرد. صهيونيسم از اين ابزار براي ترويج افكار صهيونيستي و تبليغ براي رژيم اشغالگر قدس استفاده نمود. افكاري كه اصولا بر پايه اقدامات نژادپرستانه پايه گذاري شده است . در اين راستا در مجله « الاخبار المسيحيه الحره » سال 1938 (1317 ) آمده است , « صنعت سينما در آمريكا كاملا يهودي است و يهودي بي آنكه احدي در اين زمينه با او منازعه كند , بر آن حكم مي راند. تمام كارپردازان اين صنعت يا يهودي هستند و يا از دست پروردگان يهودي . »

سينما از زمان تاسيس در قرن نوزدهم در راستاي دو هدف عمده به كار گرفته شد كه عبارت بودند 1 ـ اهداف مادي و به دست آوردن سودهاي كلان 2 ـ تسخير انديشه انسانها از طريق انتشار افكاري كه مويد اهداف سياسي و اجتماعي آنها باشد كه متاسفانه تاكنون نيز در اين راه موفق بوده است . در اين مطلب ما برآنيم تا به بررسي سينماي صهيونيستي بپردازيم . سينماي صهيونيسم هر چند برخي بر اين گمانند كه منظور از سينماي صهيونيسم , سينماي اسراييل است , اما بايد گفت سينماي صهيونيسم اختصاص به زمان و مكان خاصي ندارد , بلكه سراسر جهان را دربرگرفته است و در حال حاضر بزرگترين شركتهاي سينمايي جهان مانند « متروگولدن ماير » , « كلمبيا » , « وارنر » , « پارامونت » , « فوكس قرن بيستم » , « يونيورسال » و « هاليوود » را در قبضه خود گرفته است . تاريخ حضور صهيونيسم در سينما به كنفرانس صهيونيستي « پازل در 1879 (1258 ) بازمي گردد . زيرا در بند سوم اين كنفرانس بر اهميت رسانه هاي فرهنگي براي ايجاد اسراييل و ضرورت رواج روح ملي بين يهوديان جهان تاكيد مي گردد. از اينجا بود كه صهيونيستها به سينما توجه نشان دادند.

سينماي صهيونيسم را مي توان به چهار دوره تقسيم كرد دوره اول پس از كنفرانس پازل : در اين دوره صهيونيستها به ساخت فيلمهايي برگرفته از داستانهاي تورات مي پرداختند و به تدريج اين انديشه را القا مي كردند كه فلسطين سرزمين موعود است . بعد از وعده « بالفور » در سال 1917 (1296 ) و اعلام فلسطين به عنوان اسراييل جديد , سينماي صهيونيسم در خلال فيلمهايي مانند « پسر زمين » و « ده فرمان » در سال 1925 (1304 ) و فيلم « صابر » به كارگرداني « الكساندر فورد » يهوديان پراكنده را براي مهاجرت به فلسطين تشويق مي كردند. دوره دوم پس از تاسيس رژيم صهيونيستي : در اين مرحله صهيونيستها كه از تاسيس رژيم اسراييل فارغ شده بودند به ساخت فيلمهايي روي آوردند كه در آن , اين مساله را تلفين مي كرد كه اسراييليها نماينده فرهنگ و تمدن پيشرفته بشريت هستند و در كنار آن اعراب را باديه نشيناني بي فرهنگ با خوي و منش غيرانساني و مسلمانان را افرادي خشن و گروههايي تروريست معرفي مي كردند تا از آنها تصويري نامطلوب در اذهان به وجود آورند. بعد از حمله رژيم صهيونيستي به مصر و محكوميت جهاني اين رژيم حتي از سوي ايالات متحده آمريكا , يهوديان به تهيه فيلمهايي پرداختند كه در آن اعراب را گرگهايي گرسنه معرفي كردند و خود را ملتي با تمدن و داراي فرهنگ اصيل نشان مي دادند. دوره سوم پس از جنگ 1346 : در اين دوره كه دوره طلايي سينماي اسراييل نيز محسوب مي شد , فيلمهايي ساخته شد كه در آن اين مضمون را تلقين مي كرد كه اعراب بايد قضيه فلسطين را فراموش كنند و وجود رژيم صهيونيستي را به خود بقبولانند. مردم جهان نيز بايد اين مساله را بپذيرند كه حق يهود در فلسطين از آنها غصب شده بود كه بعد از چندين سال يهوديان توانسته اند اين حق را اعاده كنند. در اين رابطه مي توان از فيلم « جنگ سينا » در سال 1968 (1347 ) و « نامم را نجوا كن » در سال 1972 (1351 ) به كارگرداني « جيمز كاموللر » را نام برد. دوره چهارم پس از جنگ 1352 : در اين دوره سينماي صهيونيستي شاهد تحولي بنيادين بود. زيرا سينما به سمت ترويج فساد و فحشا پيش رفت .

در اين دوره كارگردانان به توليد فيلمهايي به ظاهر علمي روي آوردند كه در خلال آن به تبليغ بي بند و باريهاي جنسي و اخلاقي مي پرداختند. پس از مذاكرات « كمپ ديويد » و صلح بين مصر و اسراييل در سال 1976 (1355 ) كه سينما در همه ابعاد زندگي نفوذ كرده بود , سينماي صهيونيست گاهي به تبليغ انديشه يهوديان و قهرماني آنها مي پرداخت كه نمونه آن فيلم « روز استقلال » به كارگرداني « رونالدا ميريچ » در سال 1996 (1375 ) بود كه جوايز بسياري از جشنواره ها را به خود اختصاص داد. بعضي اوقات نيز كارگردانان با ساخت برخي فيلمهاي مربوط به قضيه دروغين « هولوكاست » به برانگيختن احساسات جهانيان و يا به دست آوردن دلار تكيه مي كنند كه بهترين مصداق آن فيلم « فهرست شيندلر » ساخته « استهان اسپيلبرگ » در سال 1994 (1373 ) است . اين فيلم هفت جايزه اسكار را به خود اختصاص داد. سينماي داخل اسراييل سينماي اسراييل تا قبل از جنگ 1967 (1346 ) محدود به سريالهاي كوتاه بود اما از اين سال به بعد با همكاري شركتهاي بزرگ سينمايي آمريكايي چون هاليوود به توليد فيلم روي آورد. ساخت فيلم در اين دوره مدتي به تاخير افتاد زيرا ساخت فيلمي براي مخاطبان اسراييلي چندان آسان نبود به اين علت كه اولا مخاطبان آنها از لحاظ فرهنگ و تمدن يكسان نبودند و فيلمي كه با ارزشهاي فرهنگي يك يهودي آمريكايي تعارض چنداني نداشت با فرهنگ يك يهودي شرقي تبار مغاير بود و حتي ممكن بود آن را توهين به خود تلقي كند. در اصل , وجود و يا پذيرش يك فرهنگ ملي , ريشه دار و مشترك در سينما نمود پيدا مي كند. به عبارت ديگر سينما جزيي از فرهنگ است كه اولين مخاطبان آن دارندگان همان فرهنگ مي باشند. به همين دليل اكنون بعد از پنجاه سال تاسيس , چندان در اين عرصه موفق نبوده است .

به طور كلي بايد گفت سينماي صهيونيسم در حال حاضر بر سينماي جهان سيطره دارد. يكي از متفكران مسيحي غرب در اين رابطه مي نويسد : « .... يهود به وسيله خبرگزاريهاي جهاني , مغز جهانيان را شستشو داده است . يهود به وسيله فيلمهاي مبتذل افكار جوانان و فرزندان ما را تغذيه مي كند و آنها را از آنچه خود مي خواهد سرشار مي سازد و جوانان را فاسد و تباه مي سازد تا هميشه در خدمت آنها باشند. صهيونيسم در خلال دو ساعت (مدت نمايش يك فيلم سينمايي ) آداب و فرهنگي را كه معلم مدرسه , خانواده و مربي طي ماهها تعليم و تربيت در اذهان جوانان ايجاد كرده اند , مي زدايد. » پس جاي شگفتي ندارد اگر مي بينيم كه پرچمداران صنعت سينماي جهان اغلب يهودي هستند . طبق برخي آمار بيش از 90 درصد كل دست اندركاران عرصه سينما از تهيه كننده و كارگردان تا بازيگر. فيلمبردار و مونتاژگر يهودي هستند. اخيرا شبكه جهاني اينترنت با انتشار سرمقاله اي تحت عنوان « آيا هاليوود يهودي است » فهرست مفصلي از يهوديان شاغل در هاليوود را ارائه داده است . در مقابل اين جهانگيري سينمايي صهيونيستها , متاسفانه در جهان اسلام شاهد نوعي انفعال و بي اعتنايي به اين مقوله هستيم , صهيونيستها با استفاده از اين ابزار توانسته اند قضاياي دروغيني چون يهودي سوزي را به جهان القا كنند اما مسلمانان تاكنون نتوانسته اند از اين رسانه استفاده بايسته اي كرده و به حقوق تاريخي و مسلم خود دست يابند. خبرگزاري قدس تهمينه بختياري منابع و مراجع : 1 ـ « سينما و صهيونيسم » گروه فرهنگي بشري 2 ـ « نفوذ يهوديان بر رسانه هاي گروهي و سازمانهاي بين المللي » نوشته فواد الرفاعي 3 ـ نشريه ندا القدس شماره 12 4 ـ پايگاه اينترنتي « اسلام اون لاين » اگرچه برخي بر اين گمانند كه منظور از سينماي صهيونيسم , سينماي اسرائيل است اما بايد گفت سينماي صهيونيسم اختصاص به زمان و مكان خاصي ندارد , بلكه سراسر جهان را هدف گرفته است در حال حاضر بزرگترين شركتهاي سينمايي جهان مانند « وارنر » , « كلمبيا » , « متروگولدن ماير » , « پارامونت » , « هاليوود » , « يونيورسال » و..... تمام و كمال در اختيار صهيونيستها است سينماي صهيونيسم بوسيله فيلمهاي مبتذل , افكار جوانان را در سراسر جهان تغذيه مي كند و آنان را فاسد و تباه مي سازد تا هميشه در خدمت آنها باشند 90 درصد دست اندركاران عرصه سينماي جهان از تهيه كننده و كارگردان تا بازيگر , فيلمبردار و مونتاژگر يهودي هستند
 
منبع: سایت پژوهه
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در جمعه 1387/06/01 و ساعت 20:28 |

 «من همواره دعاها را از اصل عربي مي‏خوانم و به هيچ ترجمه‏اي مراجعه نمي‏کنم. البته بخش‌هايي از صحيفه سجاديه را به زبان آلماني ترجمه کرده‏ام. وقتي مشغول برگردانيدن اين دعاها به زبان مذکور بودم، مادرم به دليل کسالت در بيمارستاني بستري بود و ...



  • نگاهي به زندگي و مدارج علمي
آن ماري شيمل در 18 فروردين سال 1301 شمسي در شهر ارفورت آلمان ديده به جهان گشود . در مدرسه، آموختن زبان فرانسه و لاتين را آغاز کرد و در پانزده سالگي تصميم گرفت زبان عربي را فرابگيرد; در ضمن آموختن زبان قرآن، با فرهنگ اسلامي و برخي متون مسلمانان آشنا گرديد. در شانزده سالگي موفق به اخذ ديپلم شد. در دوران دانشجويي همزمان با فراگيري دروس دانشگاهي در کلاس‏هاي «تاريخ هنر اسلامي‏» که ارنست کوهن تدريس مي‏نمود، شرکت مي‏کرد; همچنين تحصيل زبان عربي را پيش والتر بيورکمن پي گرفت. دوران تحصيل اين دانشجوي باهوش به سرعت‏سپري گشت.
استاد وي وقتي مشاهده کرد شيمل مشتاق آشنايي با فرهنگ اسلامي است، به وي توصيه نمود به جاي پيگيري علوم طبيعي، مطالعات خويش را بر متون اسلامي متمرکز سازد. سپس تاکيد کرد بهترين کار براي رسيدن به چنين مقصدي، شروع به تدوين پايان نامه دکتراست. شيمل در نوزده سالگي در رشته مطالعات اسلامي موفق به اخذ درجه دکترا، از دانشگاه برلين آلمان گرديد و پنج‏سال بعد استاديار دانشگاه ماربورگ گشت و تلاش‏هاي دانشگاهي خود را با تدريس در مباحث اسلامي آغاز کرد.

اين بانوي آلماني موفق گرديد مدت 60 سال در دانشگاه‏هاي چندين کشور به تدريس اسلام‏شناسي و فرهنگ مسلمانان بپردازد. تعداد آثارش به حدود صد و ده جلد بالغ مي‏گردد اما مقاله‏ها، ترجمه‏ها و مقدمه‏هايي که وي بر کتاب‏هاي ديگران نوشته به قدري زياد است که تاکنون کسي نتوانسته فهرست کاملي از آنها تهيه کند. شيمل از معدود مشاهير جهان است که به پاس فعاليت‏هاي علمي، 20 مدال و نشان افتخار از مراکز علمي و پژوهشي کشورهاي جهان دريافت نموده است. وي در اسفندماه سال 1381 دارفاني را وداع گفت و در آلمان به خاک سپرده شد.


  •  «دعا» ; مناجاتي صميمي با خداوند
خانم آن ماري شيمل در يکي از آثار خود، پس از مطرح کردن بحث‏هايي درباره اهميت نماز در اسلام و تاثير آن بر رشد افراد، مي‏نويسد: در پايان نماز، پس از سلام و صلوات بر پيامبران، فرشتگان و انسان‏هاي مؤمن، آدمي مي‏تواند دعاهاي مورد نظر خويش را بر زبان آورد . درخواست‏هايي شخصي يا مناجات که صحبتي صميمي و از روي انس و الفت‏با خداست . البته اين دعاها را همواره مي‏توان بر زبان آورد اما پس از نماز اثر بيشتري دارد چرا که انسان هنوز در وضعيت پاکي بدني و روحي است .

اين بانوي محقق اضافه مي‏کند:

يکي از دعاهايي که هميشه اجابت مي‏شود، دعايي است که انسان در حق ديگران مي‏کند و نه تنها اعضاي خانواده و دوستان را شامل مي‏گردد، بلکه تمامي مخلوقات را در بر مي‏گيرد .

سپس مناجات‏هاي امام سجاد عليه‌السلام را به عنوان دعاهايي با عبارات بسيار عالي اما روان و با نثري مسجع مطرح مي‏کند و خاطر نشان مي‏نمايد ترجمه‏اي بسيار جالب به زبان انگليسي از اين دعاها در دسترس مي‏باشد. (1)

وي در مصاحبه‏اي مي‏گويد:

«من همواره دعاها را از اصل عربي مي‏خوانم و به هيچ ترجمه‏اي مراجعه نمي‏کنم. البته بخش‌هايي از صحيفه سجاديه را به زبان آلماني ترجمه کرده‏ام. وقتي مشغول برگردانيدن اين دعاها به زبان مذکور بودم، مادرم به دليل کسالت در بيمارستاني بستري بود و من مدام به او سر مي‏زدم و کاملا در جريان احوالش بودم. پس از اينکه او به خواب مي‏رفت، در گوشه‏اي از اتاق مشغول پاکنويس نمودن ترجمه‏ها مي‏شدم. اضافه کنم که اتاق مادرم دو تختي بود و در تخت ديگر خانمي که عقايد کاتوليکي محکم و راسخ و در عين حال متعصبانه داشت، بستري بود . او از روي ايماني که به مذهب خويش داشت، وقتي متوجه شد من مشغول ترجمه دعاهايي از يک متن شيعي هستم، آزرده خاطر گرديد و با ناگواري و نگراني گفت: مگر در مسيحيت و در کتب مقدس خودمان از نظر ادعيه کمبودي داريم که تو اکنون به دعاهاي مسلمانان روي آورده‏اي؟! جوابي به وي ندادم اما وقتي کتابم چاپ شد، نسخه‏اي از آن را برايش فرستادم. مدتي بعد با من از طريق تلفن تماس گرفت و خاطر نشان ساخت: بسيار صميمانه از اين هديه جالب متشکرم، زيرا هر روز به جاي دعاهاي انجيل آن را مي‏خوانم!

آري واقعا ترجمه «ادعيه معصومين عليهم‌السلام‏» مخصوصا صحيفه سجاديه مي‏تواند تا اين حد در ميان غربي‏ها تحول آفرين و کارساز باشد .

پي‏نوشت‏ها:

1 . تبيين آيات خداوند، ص 342 و 343 .
غلامر رضا گلي زواره، ماهنامه از ديگران، ش 5، مرداد 1380، بااندكي تصرف

تبيان
  
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در پنجشنبه 1387/05/31 و ساعت 14:42 |
 

 آيت‌الله محمد ناصري دولت‌آبادي
در فضيلت بعضي از اوقات بر بعضي ديگر، هيچ ترديدي نيست. تماميِ ماه مبارك رمضان، ليلـة القدر، شب مبعث پيامبر(ص)، عيد سعيد غدير و ... در شمار اين ايّام مبارك است.
امّا گذشته از شرافت ذاتيِ بعضي از ايّام، اهميّت حاصل از بعضي از وقايع خاص نيز به شرافت آن ايّام مي‌افزايد.
ماه شعبان نيز در شمار شريف‌ترين ايّام سال قرار دارد كه نه تنها خود شريف است، بلكه بستر ولادت وليّ مطلق الهي، حضرت بقيةالله(ع) نيز هست. از اين روست كه در سخنان پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت(ع) نيز به وفور به اهميّت اين ماه اشاره شده است.

بنابر آنچه در شماري از متون روايي وارد شده، پيامبر اكرم(ص) در يكي از سال‌ها، به هنگام آغاز اين ماه خطبه‌اي خواندند و مردم را نسبت به شرافت اين ماه آگاه فرمودند. قسمت‌هايي از اين خطبه چنين است:
... شعبان ماه شريفي است و آن ماه من است. حاملان عرش آن را بزرگ مي‌شمارند و حقّ آن را مي‌شناسند. آن ماهي است كه در آن همچون ماه رمضان، روزي بندگان زياد مي‌گردد و در آن بهشت آذين بسته مي‌شود. و اين ماه را شعبان ناميده‌اند زيرا در آن ارزاق مؤمنان تقسيم مي‌شود و آن ماهي است كه عمل در آن چند برابر مي‌شود و كار نيكو هفتاد برابر ثمره مي‌دهد.1

بنابر آنچه در اين خطبه وارد شده است:
1. شعبان ماه پيامبر اكرم(ص) است؛
2. فرشتگان احترام اين ماه را كاملاٌ رعايت مي‌كنند؛
3. ارزاق مردمان، به ويژه روزيِ معنويِ آنان در اين ماه تقسيم مي‌شود؛
4. در اين ماه، فرشتگان بهشت را زينت مي‌دهند، تا مؤمنان به آن وارد شوند؛
5. خداوند به فضل خود، حسنات مردم را در اين ماه هفتاد برابر پاداش مي‌دهد، و از گناهان آنان درمي‌گذرد.
بنابر آنچه در حديثي ديگر آمده، اين ماه ماهي است كه:

در هر پنجشنبة ماه شعبان، آسمان‌ها زينت بسته مي‌شود، پس فرشتگان به دعا مي‌پردازند كه پروردگارا! آن‌كس را كه در اين روز روزه بدارد، ببخشاي، و دعايش را اجابت فرماي. پس هر كس كه در اين روز دو ركعت نماز گذارد و در هر ركعت آن يك‌مرتبه سورة حمد و يكصد مرتبه سورة توحيد را بخواند و بعد از نماز نيز يكصد مرتبه صلوات بفرستد، خداوند تمامي حاجت‌هاي ديني و دنيايي او را اجابت مي‌فرمايد.2


اهميّت شب نيمة شعبان
اكنون كه اندكي به اهميّت اين ماه واقف شديم، مي‌افزاييم كه در ميان تمامي روزها و شب‌هاي اين ماه، شب نيمة ماه كه شب ولادت حضرت حجّت بن‌الحسن(ع) است؛ از شرافتي ويژه برخوردار است.

پيامبر اكرم(ص)، اين چنين از اهميّت اين شب خبر ميدهند:
من شب نيمه شعبان، خوابيده بودم كه جبرائيل به نزدم آمد و گفت: اي محمّد! آيا در اين شب مي‌خوابي؟
گفتم: اي جبرائيل! مگر اين شب چه شبي است؟

جبرائيل گفت: اين شب، شب نيمة شعبان است. اي محمّد برخيز!. پس مرا از بستر خواب بلند نمود و آنگاه مرا به بقيع برد و گفت: سرت را بلند كن و به آسمان بنگر. اين شبي است كه در آن درب‌هاي آسمان و در رحمت الهي و رضايت او گشوده مي‌گردد... اي محمد! هر كس اين شب را تا صبح به تكبير، تسبيح، تهليل، دعا، نماز، قرائت قرآن، انجام مستحبّات و استغفار بگذراند، بهشت منزل و آرامش‌گاه او خواهد بود.3

در حديثي ديگر، چنين آمده است كه پيامبر اكرم(ص)
 به هنگام حلول اين ماه فرمودند:
شعبان ماه من است، خداوند رحمت فرمايد آنكس را كه مرا در ماهم ياري رساند.4

هر چند اطاعت از دستورهاي پيامبر اكرم(ص)، مصداق كامل كمك به ايشان در اين ماه است، امّا مي‌توان صلوات بر ايشان و اهل‌بيت مكرّم(ع) را نيز از مصاديق اعانت ايشان دانست. ازين روست كه بسياري از بزرگان به كثرت صلوات در اين ماه سفارش مي‌نموده‌اند.

بنابر آنچه در حديثي ديگر آمده است:
خداوند به ذات مقدّس خود سوگند خورده است كه هر كس را در اين ماه به او پناه برده و از او درخواست كند، از رحمت خود محروم ننمايد.5

بنابر روايت كميل يار با وفا و با معرفت اميرالمؤمنين(ع)، در جلسه‌اي يكي از ياران حضرت از ايشان دربارة آية شريفة « فيها يفرق كلّ أمرٍ حكيم»6 سؤال كرد، ايشان نيز در تفسير شب قدر كه امور آدميان در آن مقدّر مي‌شود به بيان اهميّت شب نيمة شعبان پرداختند و به خصوص برخواندن دعاي حضرت خضر(ع) در اين شب تأكيد كردند.

پس از اتمام جلسه و آنگاه كه كميل به منزل خود بازگشت، باز به نزد حضرت مراجعه كرد تا دعاي خضر را از ايشان فرا گيرد. حضرت نيز نخست او را امر به نوشتن كردند و آنگاه دعاي معروف كميل را براي او خواندند، و سرانجام او را به خواندن اين دعا در شب نيمة شعبان سفارش فرمودند.7 دعاي كميل اگر چه بنا به سنّت معمول در شب‌هاي جمعه قرائت مي‌شود، امّا ويژه اين شب نيز است، هر چند خواندن آن در شب‌هاي ديگر نيز بسيار با فضيلت است.

از همين روست كه شب نيمة شعبان، شب قدر است و يا دست كم، در فضيلت همچون شب‌هاي قدر معروف است. روايات متعدّدي از حضرت صادق(ع) و حضرت باقر(ع) نيز به اين مطالب گواهي مي‌دهد. از اين روست كه فضائل و نيز اعمال ويژة اين شب بسيار بيشتر از فضائل و اعمال ديگر شب‌هاي مبارك سال، همچون شب ولادت پيامبر اكرم(ص)، شب ولادت حضرت اميرالمؤمنين(ع)، و نيز شب ولادت حضرت فاطمة زهرا(س) مي‌باشد.8

پي‌نوشت‌‌ها:
٭ به نقل از: آب حيات، برگرفته از مجموعه سخنان آيت‌الله ناصري دولت‌آبادي.
1. بحارالانوار، ج 94، ص 68، الاقبال، ص 684.
2. وسائل الشيعه، ج 8، ص 104، حديث 10177، الإقبال، ص 688.
3. بحارالانوار، ج 95، ص 412؛ الإقبال، ص 699.
4. الإقبال، ص 683؛ وسائل الشيعه، ج 10، ص 492، حديث 13934.
5. وسايل‌الشيعه، ج 8، ص 106، حديث 10183؛ بحارالأنوار، ج 94، ص 85؛ مصباح المتهجّد، ص 831.
6. سورة دخان (44)، آية 4.
7. الإقبال، ص 706.
8. ر.ك: اعمال شب نيمه شعبان، مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي.
 
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در پنجشنبه 1387/05/31 و ساعت 14:33 |
ادامه بورس و مفهايم آن 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در یکشنبه 1387/05/20 و ساعت 19:39 |

بورس و مفهاهیم آن :
.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در یکشنبه 1387/05/20 و ساعت 19:36 |

درباره بورس اوراق بهادار

 

        

.

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق رحمتی شمس آبادی فراهانی در یکشنبه 1387/05/20 و ساعت 0:14 |